
خواهرم رو مبلا بپر بپر میکرد . مامانم داد زد :
نکن ذلیل مرده . نکن میفتی میمیری . ای الهی بمیری من راحت شم .
نکن یه چیزیت میشه . نکن خدا بکشتت ..
آخرش نفهمیدم .. میخواست ابجیم بمیره یا نگرانش بود که نیفته بمیره :|









ووویی 

بازديد : 502
تاريخ : چهارشنبه 03 تیر 1394 زمان : 15:38 |
نويسنده :
nazanpatogh |
لينک ثابت |